جمال الدين محمد الخوانساري
435
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
در فضا بريده شده ابهران أو ، خوار بر خدا فناى أو دور بر برادران لقاى أو ، « شعار » بكسر شين چنانكه مكرّر مذكور شد جامهء را گويند كه ملاصق بدن وموى آن باشد و « چيزى را شعار خود كردن » كناية است از لازم داشتن آن وجدا نشدن از آن مانند آن جامه ، و « شعف » بعين بىنقطه دوستى است كه دل را بسوزاند وبغين با نقطه دوستى است كه در غلاف دل داخل شود وحاصل هر دو دوستى زيادست و « سويداى دل » أصل دانهء آنست ومراد اينست كه آن اندوهها بر أصل دانهء دل أو در رقص وبازى وحركت واضطراب باشند و « اندوهى كه مشغول سازد ( تا آخر ) » تفصيل آن اندوههاست واين كه پارهء از آنها اندوهيست كه أو را مشغول سازد بخود ونگذارد كه مشغول كارى شود كه بكار أو آيد وپاره غميست كه اندوهناك دارد أو را تا وقت مرگ كه فرا گرفته شود أو با غيظ وخشمى كه داشته باشد بسبب حاصل نشدن خواهشها وآرزوهاى أو ومعلوم شدن بر أو اين كه همه را بايد گذاشت وخاسر وزيانكار رفت ، و « انداخته مىشود در فضا » يعنى فضا وساحتى كه انداخته شود در آن در وقت نزع وجان كندن ، و « أبهران » دور كند در دل كه بيرون مىآيند از آن ومتشعّب مىشود از آنها ساير شرايين ، وهرگاه بريده شود آنها مىميرد صاحب آن ، و « خوار بر خدا فناى أو » يعنى بميراند أو را مردن خوارى ، و « دور بر برادران لقاى أو » يعنى ديگر ملاقاة أو نكنند وملاقاة أو بقيامت افتد ، يا اين كه بعد از آن نيز ملاقاة أو نكنند باعتبار اين كه أو را بجهنّم برند وايشان را ببهشت بنا بر اين كه مراد « برادران مؤمن صالح » باشد .